تبليغاتX
زندگی

قرآن محمد برای ما بود ؟ یا ...

آیه 7 سوره (الشوری)

وما چنین قرآن عربی را برای تو وحی کردیم تا مردم ام القری((مکه)) و هر که در اطراف آن است از خدا بترسانی و هم از سختی روز بزرگ قیامت که بی هیچ شک همه جمع آیند و گروهی در بهشت جاودان و فرقه ای در آتش سوزان روند آگاه گردانی

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 1390/02/28ساعت 14:23 توسط حامد |

+ نوشته شده در یکشنبه 1389/07/18ساعت 3:13 توسط حامد |

نمیدونم چرا هنوز یاد تو می افتم    که با هر قطره اشکت    منم مثل تو آشوفتم

نمیدونم چرا   منم مثل تو بیتابم    شبایی که تو بیداری     به یاد تو نمیخابم

انقدر گفتن که آزادیم         به مرگ ساده تن دادیم

شاید از جرم دیروزه  که به این روز افتادیم

منم همرنگ تو میشم   سراغه عشقو میگیرم

که با هر   قطره خونت منم  مثل تو میمیریم

پای هرف تو میمونم که امیدو به من دادی     منم همراه تو میشم  

     (( به عشق صبح آزادی ))2

سکوتو میشکنی این بار بفهمن که هنوز هستی

با فریادت نشون میدی که از هی چی نمیترسی

داره آروم جون میده نسلی که مرگو فهمیده

نمیدونم چرا آزادی بوی خون میده

+ نوشته شده در یکشنبه 1389/07/18ساعت 1:38 توسط حامد |

دوباره میسازمت وطن حتی با خشت جان خود
+ نوشته شده در دوشنبه 1389/03/24ساعت 17:53 توسط حامد |

مدیر بلاگفا بازداشت شد- تکمیلی

ساعتی پیش علیرضا شیرازی مدیر سرویس وبلاگ بلاگفا با حکم قاضی در منزل دستگیر و به دادسرای نیابت منتقل شد. دستگیری وی درباره شکایت شخص حقیقی از یکی از وبلاگهای بلاگفا است.

لازم به توضیح است که وبلاگها تحت مسولیت حقوقی نویسنده و صاحب هر وبلاگ منتشر می شود و مسولیت سرویس ویلاگ و مدیر سرویس در چارچوب قوانین جرایم رایانه ای و در حد حفط ادله و ارایه داده ها به مراجع قانونی است.

+ نوشته شده در چهارشنبه 1389/03/12ساعت 21:17 توسط حامد |


 

 منبع : زندگینامه استاد محمد رضا شجریان  گرفته شده از سایت  نجوای دل

انتخابات ریاست جمهوری دهم و قطع همکاری با صدا و سیما

پس از دهمین دورهٔ انتخابات ریاست جمهوری ایران، محمدرضا شجریان در نامه‌ای به عزت الله ضرغامی از وی خواست تا از پخش آثار او در صدا و سیما خودداری کند. وی گفت: «سرودهایی که خوانده به ویژه سرود ایران، ای سرای امید متعلق به سال‌های ۱۳۵۷ و ۱۳۵۸ بوده و هیچ ارتباطی با شرایط کنونی ندارد». وی اعلام کرد سازمان صدا و سیما هیچ نقشی در تهیه این آثار نداشته و به حکم قانون و شرع از این سازمان خواسته صدا و آثار او را در هیچ یک از واحدهای رادیو و تلویزیون پخش نکند. صداوسیما در آستانه انتخابات و پس از آن به نحو گسترده‌ای از آثار شجریان (به ویژه سرود ایران، ای سرای امید) و سایر ترانه‌های با مضمون ملی استفاده می‌کرد.[۷] وی در گفت و گو با بی‌بی‌سی گفت: «در شرایطی که مردم در بهت و حیرت هستند و به گفته آقای احمدی نژاد، خس و خاشاک به حرکت در آمده‌اند، صدای من در صدا و سیما جایی ندارد. صدای من صدای خس و خاشاک است و همیشه هم برای خس و خاشاک خواهد بود.» وی در گفتگو با بی‌بی‌سی گفت که هربار که صدای خود را از این رسانه می‌شنود احساس شرم می‌کند و بدنش می‌لرزد.[۸] [۷]‎ وی همچنین در تظاهرات اعتراضی مردم دیده شد.[۹] [۸]

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1389/03/04ساعت 13:58 توسط حامد |

چـهار چیز هـــر آزاده را زغــــــــم برهد
  تن درست و خوی نیک و نام نیک و خرد
هر آنکه ایزدش این چهار چیز روی کرد
سزد که شـــاد زید جاودان و غــم نخورد

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1389/02/21ساعت 21:30 توسط حامد |

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1389/02/19ساعت 11:58 توسط حامد |

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1389/02/19ساعت 11:57 توسط حامد |

 

کار جدید هیچکس دوست داشتنی ترین خاننده رپ ایرانی

با ستایش و درود بیکران

یه روز خوب میاد

 

 یه روز خوب میاد   که ما همو نکشیم   به هم نگاه بد نکنیم

با هم دوست باشیمو دست بندازیم رو شونه های هم   آها مثل بچگیها تو دبستان

هیچ کدوممون نیستیم بیکار در حال ساختو ساز ایران

واسه این که خسته نشی این بار من خشت میزارم تو سیمان

بعد این همه بارون خون  بلاخره پیداش میشه رنگین کمون

دیگه از سنگ ابر نمیشه آسمون به سورخی لاله نمیشه آب جوب

موذن اذان بگو خدا بزرگه بلا به دور مامام امشب واسمون دعا بخون

....                      ............                    ....................    .....     

تا جایی که یادمه این خاک همیشه  ندا  میداد

یه روز خوب میاد که حرجو مرج نیستو تو شلوغیا به جای فوش به هم شیرنی میدیمو زولبیا

،،بامیه ، همه شنگولیمو همه چی عالیه فقط  جای رفیقامون که نیستن خالیه

خون میمونه تو رگو آشنا

نمیشه با آسمونو آسفالت  دیگه فواره نمیکنه لخته نمیشه هیچ مادری سرخاک بچه نمیره

خونه پناه گاه نیستوبیرون جنگ وای از تو مثل بم ویرونم یا اصلا مثل هیروشیما بعد بمب نمی دونم

دارم آتیش میگیرمو این میخونم  پیش خودت  شاید فکر کنی دیوونم ولی یه روز خوب میاد اینو میدونم .

...............................................ولی یه روز خوب میاد اینو میدونم .....................................

راستی  وقتی یه روز خوب میاد شاید از ما چیزی نمونه جز خوبی ها

نا امن و خراب نیست همه چی امن و امانه  کرمها هم قلقلکمون میدن میشیم شادروان  ه

آسمون به ، چه قشنگه کناره قبر سبزه چمنه

هیچ مغزی نمی خواد دره فقط اگر صبر داشته باشه حله

دست اژنوی کوتاست از خاک  نگو اوو کو  تا فردا

اگر نبودم میخوام یه قول بدی بهم  که هر سربازی دیدی گل بدی بهش

دیگه هیچ مردی پشت میله نیست

هیچ زن آزاده ای بیوه نیست

دوخترم بابات داره میاد خونه  آره برو واسه شام میز بچین .

...

یه روز خوب میاد .

+ نوشته شده در دوشنبه 1389/02/13ساعت 18:6 توسط حامد |

 

آيين زرتشت
در آيين زرتشت نيروهاي خير و شر بهم آميخته اند.
اورمزد ( اهورامزدا ) نخست شش نيروي خير ( امشاسپندان) كه مددكار باشند آفريد. اينها مظاهر پاداش ، بخشش ، راستي ، شاهي نيك ، انديشه ي نيك ، خواسته ، ثروت ، لذات و شادماني ها بودند.
اهريمن نيز شش مظهر بدي و زشتي در مخالفت و ضديت با آفريده هاي اورمزد پدپد آورد.
اورمزد قلمرو خود را سه برابر آنچه كه بود گسترش داد. آنگاه زمين را از خورشيد جدا كرد و ميانشان فاصله اي زياد قرار داد. آسمان را با ستارگان زينت بخشيد و ستاره ي سيروس را بر ديگر ستارگان سروري بخشيد. از آن پس 24 ايزد بيافريد و آنان را در مداري بيضوي قرار داد. اما اهريمن و مظاهر زشتي در اين مدار رخنه كرده و به آن راه يافتند. از اين جاست كه خوبي ها و بدي ها آميخته شدند. سرانجام پس از چنين واقعه اي ، روزگاري بيماري و شر و آفت غلبه خواهند كرد اما سرانجام زماني فرا ميرسد كه تعادل و توازن برقرار شود و نوعي آسايش و يگانگي ميان مردم استوار گردد.
دين زرتشت از زمان كيانيان و هخامنشيان به تدريج در ايران رواج يافت. در حكومت اشكانيان گسترش پيدا كرد و در دوران ساسانيان دين رسمي ايران شد. پس از يورش تازيان ، بعضي از ايرانيان تغيير دين دادند. گروهي به سوي كشور هندوستان مهاجرت كردند. تعدادي نيز كه در ايران ماندند ، پس از سالها رنج و دربدري به شهرهاي كويري ايران ، يزد و كرمان پناه بردند و با كندن كاريزها ، آب را از دل زمين برآوردند و پيشه ي سفارش شده ي پيامبرشان ، كشاورزي را در شهرهاي كويري گسترش دادند.در پيام زرتشت ، خداوند " اهورامزدا " نام دارد. " اهورا " به معني هستي بخش و " مز " به معني بزرگ است. " دا " نيز از دانش و دانايي مي آيد. از اين ديدگاه خداوند ، داناي بزرگ است. انسان را بنده و برده ي خويش نميداند بلكه با خردي كه به انسان بخشيده ، جايگاه ارزشمند انساني و دانايي را به او پيشنهاد كرده است. در آيين زرتشت ، جنگ و دشمني چه در جهت كشور گشايي و چه به نام گسترش دين ، نادرست است. همه ي انسانها بايد با پيوستن به اشا ( هنجار درست ) مهرباني و يگانگي را در بين خود گسترش دهند تا دوستي جهاني پايدار گردد. دين زرتشت دين شادماني است. از اين رو پيروان زرتشت ، شاد بودن را برگزيده اند و از افسردگي و سوگواري دوري ميكنند. در اين آيين جشن و سرور ، يكي از راه هاي نيايش و ستايش خداوند و نزديك شدن به اوست. به همين علت زرتشتيان به جز جشنهاي نوروز ، مهرگان و سده ، جشنهاي ماهيانه هم دارند و آن روزهايي است كه نام ماه و روز يكسان ميشود.در آيين زرتشت ، انسانها از هر نژاد ، مليت و قوم ، با هر زبان و رنگ پوست ، دين و عقيده از حقوقي برابر برخوردارند. زرتشت تنها عامل برتري را پايبندي به قانون اشا و پيروي از انديشه ، گفتار و كردار نيك ميداند. از ديدگاه اشو زرتشت ، خداوند تمامي انسانها را آزاد آفريده است و آنها را از نعمت آزادي و خرد برخوردار ساخته است. تا با بهره گيري از انديشه ي خويش ، ديدگاهها و پيشنهادهاي گوناگون را مورد ارزيابي قرار دهند و با اختيار كامل بهترين راه را در زندگي برگزينند. چنانكه انسانها از آزادي انديشه و بيان برخوردارند ، از حق آزادي در انتخاب دين و آيين نيز بهره مند هستند. وقتي انسانها از حقوقي مساوي برخوردار باشند ، زن و مرد نيز در تمام مراحل مادي و مينويي زندگي حقوقي برابر دارند.آيين زرتشت به تمام معني دين اختيار است. اختيار موهبتي است آسماني كه در همان آغاز هستي به رايگان در اختيار مخلوقات قرار گرفت. در " گاتها " به معني سروده هاي پاك زرتشت ، " قديميترين بخش " اوستا " ، بر اختيار آدمي به شدت تاكيد شده است . اختيار ، گزينشي ميان راستي و دروغ.در راستاي قانون اشا ، انسان در برابر جهان هستي و آنچه در آن روي ميدهد ، مسئول است و بايد از تخريب منابع مادي و معنوي جهان هستي بپرهيزد.
يكتايي اهورامزدا ، پيامبري زرتشت ، پيروي از اشا ( هنجار درستي كه اهورامزدا جهان را بر مبناي آن آفريده است ) ، انديشه و گفتار و كردار نيك ، آزادي گزينش راه ( اختيار ) ، پاداش و باد افره اخروي ، جاودانگي روان و رستاخيز ، پايه هاي آيين زرتشتي را تشكيل ميدهند.
در آيين زررتشت معناي بهشت عبارت از " بهترين منش " و معناي دوزخ " جايگاه تيرگي و دروغ " است.
همچنين در دين زرتشت چيزي به عنوان چند همسري وجود ندارد. زنان و مردان تا زمانيكه با كسي پيمان زناشويي داشتند ، به او پايبند ميماندند.آموزه هاي زرتشت به مدد فروهر پاك او جاويدان , و پاك انديشي او در هزاران سال باقي ماند. او پيامبر مهر و رحمت و عدالت بود. از هزاران سال پيش سرود او در تاريخ جريان دارد " به كردار نيك انديشيد ، به پندار نيك انديشيد و به گفتار نيك انديشيد "دين زرتشت بر خلاف تصور بسياري از مردم كه نا آگاهانه آن را دين آتش پرستي ميدانند ، دين يكتا پرستي است. زرتشت به پيامبري بر انگيخته ميشود و براي مردماني كه در پرستش خدايگان متعدد بودند ، صحبت از اهورامزدا ، يگانه خالق هستي بخش جهان به ميان مي آورد.اهورامزداي زرتشت مثال ساير خدايگان آن زمان ، كينه جو ، خشمناك ، انتقام گيرنده و مجازات گر نيست. او مهربان ، بخشنده ، بخشاينده و سراسر نيكي و داد است. در بينش زرتشت رابطه ي انسان با خدا بر مبناي دوستي و محبت است نه از روي ترس و بيداد.
زرتشت پيام آور نيكي و بخشش است و دين او ، دين مهر و گذشت و ايثار.
زرتشت ادعاي پيامبري يا معجزه نميكند. هدف او قدرت طلبي و حكمراني نيست. او آمده است تا تفكر خفته ي مردم را بيدار كند و چنين نيز ميكند.
ايرانيان پس از مرگ زرتشت دين از او ميپذيرند و آن را سينه به سينه منتقل ميكنند. ايران پس از زرتشت ، ايراني آباد و آگاه است كه آوازه ي فرهنگ و تمدنش در جهان پيچيده است. چنان فرهنگ غني و پرباري كه حتي يورش اقوام توراني و ترك و اعراب وحشي آن زمان ، نتوانست آسيبي بدان برساند. چنانكه هنوز از پس قرنها ، سرود اهورايي زرتشت به گوش ميرسد كه ميخواند 
...

زرتشت بیا که با تو  امید آید

                                      شب نیز صدای پای خورشید آید

تاریخ آگر دوباره تکرار شود

                                     انسان به طواف تخت جمشید آید .

+ نوشته شده در شنبه 1389/02/11ساعت 18:59 توسط حامد |

فروهر  .

 فروهر، نشان شاهنشاهی هخامنشی و آیین زرتشت

نگاره فروهر در فرهنگ ایرانی نشانه دو نماد میهنی و دینی است.

این واژه در زبان اوستایی فْـرَوَشی (fravashi)، در زبان پارسی هخامنشی فْـرَوَرتی (fravarti)، و در پارسی میانه (زبان پهلوی) فْـرَوَهْـر (fravahr) خوانده می‌شود.

در پارسی میانه شکل‌های دیگر این واژه به این‌صورت کاربرد داشته‌است[۱]:

fraward, frawahr, frōhar, frawaš, frawaxš

بایسته‌است که بدانیم فروهر جایگزینی برای اهورامزدا نیست.

ریشه‌شناسی

هارولد بیلی، زبان‌شناسی زبان‌های ایرانی ریشهٔ این واژه را از ریشهٔ ایرانی var- (پوشش، محافظت) و fra- (پس راندن) می‌داند و معنی اصلی اولیه واژهٔ فروهر را «دلاوریِ حفاظت‌کننده » عنوان می‌کند.[۳]

نماد فروهر

نماد میهنی

از دوران پادشاهی مادها و سپس شاهنشاهی هخامنشیان، نگاره فروهر نشانه نماد میهنی بوده و آدمی را در پیکره و سیمای شاهین تیزچنگ و بلندپروازی نشان می‌دهد که آن‌را نماد توانایی، سر بلندی و فر و شکوه می‌دانستند و پرچم‌های خود را به نما و سیمای شاهین می‌آراستند.

نماد دین زرتشتی

ایرانیان پیرو اشو زرتشت برای این نیروی مینوی که بن مایه آن جنبش و پیشرفت بسوی رسایی، فرامایگی و والایی است، هیچ پیکره‌ای را بهتر و شایسته تر از شاهین نیافتند و آنچه که در گذشته نشانه فر و شکوه و سر بلندی بود و انگیزه ملی و میهنی داشت با اندک دگرگونی در سر و پای شاهین به سیمای کنونی در آوردند، تا هم بن‌مایه مینوی را نشان دهد و هم نمودار سر بلندی و سر فرازی ایرانیان باشد.

در نگاره فروهر دو نیروی همیستار (مخالف) «سپنتامینو» (نشانه خوبی) و«انگره مینو» (نشانه بدی) نمایان است و آدمی رو به سپنتا مینو دارد و بسوی او می‌رود به انگره مینو پشت کرده‌است و لازم به ذکر است فروهر الگو و سنبل ایرانیان و زرتشتیان است

 

ویژگی‌ها

۱- چهره فروهر همانند آدمی است، از این رو گویای پیوستگی با آدمی است، او پیری است فرزانه و کار آزموده، نشانه از بزرگداشت و سپاس از بزرگان و فرزانگان و فرا گیری از آنان دارد.

۲- دو بال در پهلوها که هر کدام سه پر دارند این سه پر نشانه سه نماد اندیشه نیک، گفتارنیک، کردارنیک که هم‌زمان انگیزه پرواز و پیشرفت است.

۳- در پایین تنه فروهر سه بخش، پرهایی بسوی پایین است، که نشانه پندار و گفتار و کردار نادرست و یا پست هستند. از اینرو آنرا، آغاز بدبختی‌ها و پستی برای آدمی می‌دانند.

۴- دو رشته که در سر هر یک گردی (حلقه) چنبره شده‌ای دیده می‌شوند، در کنار بخش پایینی تنه هستند که نماد سپنتا مینو و انگره مینو هستند، که یکی در پیش پای و دیگری در پس آن است. این رشته‌ها هر یک در تلاش هستند که آدمی را بسوی خود بکشند؛ این نشانه آن است که آدمی باید به سوی سپنتا مینو (خوبی) پیش رود و به انگره مینو (بدی) پشت نماید.

۵- یک گردی (حلقه) در میانه بالاتنه فروهر وجود دارد این نشان، جان و روان جاودان است که نه آغاز و نه پایانی دارد.

۶- یک دست فروهر کمی به سوی بالا و در راستای سپنتا مینو اشاره دارد که نشان دهنده سپاس و ستایس اهورمزدا و راهنمایی آدمی بسوی والایی و راستی و درستی است.

۷- در دست دیگر گردی (حلقه‌ای) دارد که نشانه وفاداری به عهد و پیمان، و نشانگر راستی و پاک خویی و جوانمردی و جوانزنی است.

البته ساختارِ نگاره ی فروهر ، در زمان ها و مکان های مختلف با هم تفاوت دارند، حتی در تخت جمشید که در یک مکان و تقریبا یک زمان ساخته شده است با چندین گونه از این نگاره روبه رو می شویم![۴]:

 .

+ نوشته شده در شنبه 1389/02/11ساعت 18:33 توسط حامد |

آیا میدانید: اولین سیستم استخدام دولتی به صورت لشگری و کشوری به مدت ۴۰ سال خدمت و سپس بازنشستگی و گرفتن مستمری دائم را کورش کبیر در ایران پایه گذاری کرد.

ـ آیا میدانید : کمبوجبه فرزند کورش بدلیل کشته شدن ۱۲ ایرانی در مصر و اینکه فرعون مصر به جای عذر خواهی از ایرانیان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با ۲۵۰ هزار سرباز ایرانی در روز ۴۲ از آغاز بهار ۵۲۵ قبل از میلاد به مصر حمله کرد و کل مصر را تصرف کرد و بدلیل آمدن قحطی در مصر مقداری بسیار زیادی غله وارد مصر کرد . اکنون در مصر یک نقاشی دیواری وجود دارد که کمبوجیه را در حال احترام به خدایان مصر نشان میدهد. او به هیچ وجه دین ایران را به آنان تحمیل نکرد و بی احترامی به آنان ننمود

ـ آیا میدانید : داریوش کبیر با شور و مشورت تمام بزرگان ایالتهای ایران که در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهی برگزیده شد و در بهار ۵۲۰ قبل از میلاد تاج شاهنشاهی ایران رابر سر نهاد و برای همین مناسبت ۲ نوع سکه طرح دار با نام داریک ( طلا ) و سیکو ( نقره) را در اختیار مردم قرار داد که بعدها رایج ترین پولهای جهان شد
ـ آیا میدانید : داریوش کبیر طرح تعلمیات عمومی و سوادآموزی را اجباری و به صورت کاملا رایگان بنیان گذاشت که به موجب آن همه مردم می بایست خواندن و نوشتن بدانند که به همین مناسبت خط آرامی یا فنیقی را جایگزین خط میخی کرد که بعدها خط پهلوی نام گرفت

ـ آیا میدانید : داریوش در پایئز و زمستان ۵۱۸ - ۵۱۹ قبل از میلاد نقشه ساخت پرسپولیس را طراحی کرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با کمک چندین تن از معماران مصری بروی کاغد آورد

ـ آیا میدانید :
 داریوش بعد از تصرف بابل ۲۵ هزار یهودی برده را که در آن شهر بر زیر یوق بردگی شاه بابل بودند آزاد کرد

ـ آیا میدانید :
 داریوش در سال دهم پادشاهی خود شاهراه بزرگ کورش را به اتمام رساند و جاده سراسری آسیا را احداث کرد که از خراسان به مغرب چین میرفت که بعدها جاده ابریشم نام گرفت
ـ آیا میدانید : اولین بار پرسپولیس به دستور داریوش کبیر به صورت ماکت ساخته شد تا از بزرگترین کاخ آسیا شبیه سازی شده باشد که فقط ماکت کاخ پرسپولیس ۳ سال طول کشید و کل ساخت کاخ ۸۰ سال به طول انجامید

ـ آیا میدانید : داریوش برای ساخت کاخ پرسپولیس که نمایشگاه هنر آسیا بوده ۲۵ هزار کارگر به صورت ۱۰ ساعت در تابستان و ۸ ساعت در زمستان به کار گماشته بود و به هر استادکار هر ۵ روز یکبار یک سکه طلا ( داریک ) می داده و به هر خانواده از کارگران به غیر از مزد آنها روزانه ۲۵۰ گرم گوشت همراه با روغن - کره - عسل و پنیر میداده است و هر ۱۰ روز یکبار استراحت داشتند

ـ آیا میدانید : داریوش در هر سال برای ساخت کاخ به کارگران بیش از نیم میلیون طلا مزد می داده است که به گفته مورخان گران ترین کاخ دنیا محسوب میشده . این در حالی است که در همان زمان در مصر کارگران به بیگاری مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد که با شلاق نیز همراه بوده است

ـ آیا میدانید : تقویم کنونی ( ماه ۳۰ روز ) به دستور داریوش پایه گذاری شد و او هیاتی را برای اصلاح تقویم ایران به ریاست دانشمند بابلی "دنی تون" بسیج کرده بود . بر طبق تقویم جدید داریوش روز اول و پانزدهم ماه تعطیل بوده و در طول سال دارای ۵ عید مذهبی و ۳۱ روز تعطیلی رسمی که یکی از آنها نوروز و دیگری سوگ سیاوش بوده است

ـ آیا میدانید : داریوش پادگان و نظام وظیفه را در ایران پایه گزاری کرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزیر باید به خدمت بروند و تعلیمات نظامی ببینند تا بتوانند از سرزمین پارس دفاع کنند

ـ آیا میدانید : داریوش برای اولین بار در ایران وزارت راه - وزارت آب - سازمان املاک -سازمان اطلاعات - سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنیان نهاد

ـ آیا میدانید : اولین راه شوسه و زیر سازی شده در جهان توسط داریوش ساخته شد

ـ آیا میدانید : داریوش برای جلوگیری از قحطی آب در هندوستان که جزوی از امپراطوری ایران بوده سدی عظیم بروی رود سند بنا نهاد

ـ آیا میدانید : فیثاغورث که بدلایل مذهبی از کشور خود گریخته بود و به ایران پناه آورده بود توسط داریوش کبیر دارای یک زندگی خوب همراه با مستمری دائم شد

ـ آیا میدانید :
 در طول سلطنت داریوش کبیر ۲۴۲ حکمران بر علیه او شورش کرده بودند و او پادشاهی بوده که با ۲۴۲ مورد شورش مقابله کرد و همه را بر جای خود نشاند و عدالت را در سرتاسر ایران بسط داد . او در سال آخر پادشاهی به اندازه ۱۰ میلیون لیره انگلستان ذخیره مالی در خزانه دولتی بر جای گذاشت

ـ آیا میدانید : داریوش در سال ۵۲۱ قبل از میلاد فرمان داد : من عدالت را دوست دارم ، از گناه متنفرم و از ظلم طبقات بالا به طبقات پایین اجتماع خشنود نیستم
+ نوشته شده در دوشنبه 1389/01/30ساعت 19:3 توسط حامد |

فرمان داريوش بزرگ براي مردم مصر

نياكان ما نقش بي‌همتا و با ارزشي در پايه‌گذاري تمدن جهان داشته‌اند و صدها سال در شمار پيشتازان دانش و فرهنگ بوده‌اند. آن‌چه در پي مي‌آيد، يكي از كارهايي است كه داريوش هخامنشي هنگامي كه مصر را به سرزمين‌هاي خود افزوده‌بود، براي مردم آن‌جا انجام داده‌است. اين متن به نقل از مجله رنگين‌كمان در سال 1348 است.

در موزه واتيكان لوحي مشاهده مي‌شود كه توسط «آدريان» امپراطور روم قديم از مصر به روم آورده‌شده و به موزه واتيكان هديه شده‌است. اين لوح توسط يكي از كاهنان قديمي معابد مصري نوشته شده‌است.
متن لوح از اين قرار است:

داريوش شاه شاهان و شاه مصر سفلا در عصر خود و در موقعي كه من در دربارش به سر مي‌بردم، به من امر كرد كه به پايتخت مصر برو و ضمن جمع‌آوري وسايل پزشكي، شرايط آموختن حرفه پزشكي را براي مصريان فراهم ساز.

من به مصر رفتم و چنان كردم كه شاه شاهان مي‌خواست و چنان انجام‌دادم كه شاه شاهان به من فرمان داده‌بود. من وسايل لازم پزشكي و كتاب براي ايجاد چنين دانشگاهي فراهم كردم و من موفق شدم كه جوانان مصري را تحت تعليم و مراقبت و دانش‌اندوزي استادان با تجربه قرار دهم.
چه شاه شاهان به خوبي از ارزش دانش پزشكي آگاه بود و آرزو داشت با ايجاد چنين دانشگاهي جان بيماران مصري را نجات دهد.

+ نوشته شده در یکشنبه 1389/01/22ساعت 19:54 توسط حامد |

+ نوشته شده در دوشنبه 1388/12/24ساعت 9:50 توسط حامد |

تصاویر اختصاصی جنبش سبز تبریز از شعارنویسی ویژه چهارشنبه سوری در تبریز

 

 با نزدیک شدن به روز چهارشنبه سوری ، شعارنویسی در تبریز افزایش یافته است.اگرچه دیوارنویسی ها توسط ماموران حکومتی سریعا سیاه میشوند اما به دلیل کثرت و گستردگی شعارها بر روی دیوار برخی از شعارها هنوز بر روی دیوارها یا کیوسکهای تلفن باقی مانده اند.در آستانه چهارشنبه سوری سبز ، فعالیت جوانان تبریز برای برگزاری باشکوه این مراسم شدت گرفته است.

+ نوشته شده در دوشنبه 1388/12/24ساعت 9:47 توسط حامد |

 

چهارشنبه‌سوری

برافروختن آتش بر روی هیزم و روشن‌کردن فشفشه، از رسوم جاافتاده در جشن چهارشنبه سوری است.
رقص با آتش

چهارشنبه‌سوری نام جشنی است که تغییر یافته مراسم باستانی پنج روز آخر سال به نام پنج روز پنجه و برگرفته از آیین زرتشتی است که ایرانیان از ۱۷۰۰ سال پیش از میلاد تاکنون در پنج روز آخر هر سال، آن را با برافروختن آتش و جشن و شادی در کنار آن برگزار می‌کنند. در گاه‌شمار زرتشتیان سال ۳۶۵ روز شامل ۱۲ ماه که هرکدام دقیقاً ۳۰ روز است و ۵ روز در انتهای سال جدا از ماه‌ها است که این ۵ روز پنجه نامیده‌می‌شود که البته در هر ۴ سال یک بار ۶ روز می‌شود و در این گاهشمار روزی به عنوان چهارشنبه و به طورکلی ۷ روز هفته وجود ندارد بلکه ۳۰ روز ماه و ۵ روز انتهای سال را هرکدام با نام خاصی نام‌گذاری می‌شود.  ایرانیان قبل حمله تازیان این ۵ روز آخر سال را با روش‌کردن آتش جشن می‌گرفتند و بر این اعتقاد بودند که در این ۵ روز ارواح درگذشتگان به زمین سفر می‌کنند و با همراه خانواده‌هایشان و برای آنها برکت، دوستی و پاکی در سال آینده طلب خواهند‌کرد ولی بعد از حمله تازیان به دلیل مخالفت‌های آن‌ روزگار در برپایی این مراسم ایرانیان روز چهارشنبه را که نزد اعراب نحس بوده را انتخاب کردند و آتش افروزی در این روز را با نحسی آن روز توجیه کردند. البته مراسمی که امروزه جریان دارد به طوری کلی متفاوت با آن روزگار است چون از نظر زرتشتیان آتش نماد مقدسی است و پریدن از روی آن به نوعی بی‌احترامی به آن نماد تلقی می‌شود. جشن آتش در واقع پیش درآمد جشن نوروز است که نوید دهنده رسیدن بهار و تازه شدن طبیعت است. واژه چهارشنبه سوری از دو وازه چهارشنبه که نام یکی از روزهای هفته‌است و سوری که به معنی سرخ است ساخته شده‌است. آتش بزرگی تا صبح زود و برآمدن خورشید روشن نگه داشته می‏شود که این آتش معمولا در بعد از ظهر زمانی که مردم آتش روشن می‏کنند و از آن می‏پرند آغاز می‏شود و در زمان پریدن می‏خوانند: «زردی من از تو، سرخی تو از من» در واقع این جمله نشانگر یک تطهیر و پاک‌سازی مذهبی است که واژه سوری به معنی سرخ به آن اشاره دارد. به بیان دیگر شما خواهان آن هستید که آتش تمام رنگ پریدیگی و زردی، بیماری و مشکلات شما را ازتان بگیرد و بجای آن سرخی و گرمی و نیرو به شما بدهد. این جشنی نیست که وابسته به دین افراد باشد و در میان پارسیان یهودی و مسلمان‏، ارمنی‏ها، ترک‏ها، کردها و زرتشتی‏ها رواج دارد. در حقیقت این جشن و نقش بارز آتش در آن به علت احترام گذاشتن به دین زرتشتی است.

در شاهنامه فردوسی اشاره‌هایی درباره بزم چهارشنبه‌ای در نزدیکی نوروز وجود دارد که نشان دهنده کهن بودن این جشن است. مراسم سنتی مربوط به این جشن ملی، از دیرباز در فرهنگ سنتی مردمان ایران زنده نگاه داشته شده‌است.

امروزه در شهرهای سراسر جهان که جمعیت ایرانیان در آن‌ها زیاد است، آتش‌بازی و انفجار ترقه‌ها و فشفشه‌ها نیز متداول است. در سال‌های اخیر، رسانه‌های ایران توجه بیشتری به خطرات احتمالی ناشی از این مواد نشان می‌دهند.

 

 پیشینه

تصویری از یکی از دیوار نگاره‌های چهل‌ستون، متعلق به دوران صفویه که جشن و پایکوبی ایرانیان را در شب چهارشنبه‌سوری به تصویر کشیده‌است.

جشن سور از گذشته بسیار دور در ایران مرسوم بوده‌‌است که جشنی ملی و مردمی است و «چهارشنبه سوری» نام گرفته‌است که طلایه‌دار نوروز است.

جشن سوری در ایران قدیم در یکی از ۵ روز آخر اسفندماه بر پا می‌گشت، چرا که ایرانیان شنبه و آدینه نداشتند و ماه را به هفته‌ها تقسیم نمی‌کردند؛ بلکه قبل از ورود اسلام به ایران هر سال ۱۲ ماه، و هر ماه ۳۰ روز بود که هر کدام از این ۳۰ روز نام مشخصی داشته‌است که به‌نام یکی از فرشتگان خوانده می‌شد. چون هرمزد روز، بهمن روز، اردی بهشت روز و غیره که پس از ورود اسلام به ایران تقسیمات هفته نیز به آن افزوده شد.

در ایران باستان در پایان هر ماه جشن و پای‌کوبی با نام سور مرسوم بوده‌است و از سوی دیگر چهارشنبه نزد اعراب «یوم الارباع» خوانده می‌شد و از روزهای شوم و نحس بشمار می‌رفت و بر این باور بودند که روزهای نحس و شوم را باید با عیش و شادمانی گذراند تا شیاطین و اجنه فرصت رخنه در وجود آدمیان را نیابند. بدین ترتیب ایرانیان آخرین جشن آتش خود را به آخرین چهارشنبه سال انداختند و در آن به شادمانی و پایکوبی پرداختند تا هم چشن ملی خود را حفظ کنند و هم بهانه بدست دیگران ندهند و بدین ترتیب چشن سوری از حادثه روزگار مصون ماند و برای ایرانیان تا به امروز باقی ماند.

مختار ثقفی برای خونخواهی از عاملین واقعه کربلا، در شهر کوفه که بیشتر آنان ایرانی بوده‌اند از این فرصت سود برد و در زمان همین جشن که مصادف با چهارشنبه بود بسیاری از آنان را قصاص کرد.

 برخی آیین‌های سوری

سال نو - کوزه نو

ایرانیان در شب چهارشنبه سوری کوزه‌های سفالی کهنه را بالای بام خانه برده، بریز افکنده و آن‌ها را می‌شکستند و کوزه نویی را جایگزین می‌ساختند. که این رسم اکنون نیز در برخی از مناطق ایران معمول است و بر این باورند که در طول سال بلاها و قضاهای بد در کوزه متراکم می‌کردد که با شکستن کوزه، آن بلاها دور خواهد شد.

آجیل مشگل‌گشای، چهارشنبه سوری

ایرانیان پس ار پایان آتش‌افروزی، اهل خانه و خویشاوندان گرد هم می‌آمدند و آخرین دانه‌های نباتی مانند: تخم هندوانه، تخم کدو، پسته، فندق، بادام، نخود، تخم خربزه، گندم و شاهدانه را که از ذخیره زمستان باقی مانده بود، روی آتش مقدس بو داده و با نمک تبرک می‌کردند و می‌خوردند. ایرانیان بر این باور بودند که هر کس از این معجون بخورد، نسبت به افراد دیگر مهربان‌تر می‌گردد و کینه و رشک از وی دور می‌گردد. امروزه اصطلاح نمک‌گیرشدن و نان و نمک کسی را خوردن و در حق وی خیانت نورزیدن، از همین باور سرچشمه گرفته‌است.

 پختن حلوا

فال‌گوشی و گره‌گشایی

یکی از رسم‌های چهارشنبه‌سوری است که در آن دختران جوان نیت می‌کنند، پشت دیواری می‌ایستند و به سخن رهگذران گوش فرامی‌دهند و سپس با تفسیر این سخنان پاسخ نیت خود را می‌گیرند.

 قاشق‌زنی

در این رسم دختران و پسران جوان، چادری بر سر و روی خود می‌کشند تا شناخته نشوند و به در خانهٔ دوستان و همسایگان خود می‌روند. صاحبخانه از صدای قاشق‌هایی که به کاسه‌ها می‌خورد به در خانه آمده و به کاسه‌های آنان آجیل چهارشنبه سوری، شیرینی، شکلات، نقل و پول می‌ریزد. دختران نیز امیدوارند زودتر به خانه بخت بروند.

شال انداختن

شال اندازی از دیگر مراسم شب سوری است که تاکنون اعتبار خود را در شهرها و روستاهای همدان و زنجان حفظ کرده‌است. پس از خاموشی آتش و کوزه‌شکستن و فالگوشی و گره‌گشایی و قاشق‌زنی جوانان نوبت به شال اندازی می‌رسد. جوانان چندین دستمال حریر و ابریشمی را به یکدیگر گره زده، از آن طنابی رنگین به بلندی سه متر می‌ساختند. آنگاه از راه پلکان خانه‌ها یا ازروی دیوار، آنرا از روزنه دودکش وارد منزل می‌کنند و یک سر آن را خود در بالای بام در دست می‌گرفتند، آنگاه با چند سرفه بلند صاحبخانه را متوجه ورودشان می‌سازند. صاحبخانه که منتظر آویختن چنین شال‌هایی هستند، به محض مشاهده طناب رنگین، آنچه قبلا آماده کرده، در گوشه شال می‌ریزند و گره‌ای بر آن زده، با یک تکان ملایم، صاحب شال را آگاه می‌سازند که هدیه سوری آماده‌است. آنگاه شال انداز شال را بالا می‌کشد. آنچه در شال است هم هدیه چهارشنبه سوری است و هم فال. اگر هدیه نان باشد آن نشانه نعمت است، اگر شیرینی نشانه شیرین کامی و شادمانی، انار نشانه کسرت اولاد آینده و گردو نشان طول عمر، بادام و فندق نشانه استقامت و بردباری در برابر دشواری‌ها، کشمش نشانه پرآبی و پربارانی سال نو و اگر سکه نقره نشانه سپیدبختی است.

چهارشنبه سوری در شهرهای گوناگون

 شیراز

آتش‌افروزی در معابر و خانه‌ها، فالگوشی، اسپند سوختن، نمک گرد سر گرداندن. در موقع اسفند دودکردن و نمک گردانیدن، وردهای مخصوصی است که زنان میخوانند. قلمرو چهارشنبه سوری در شیراز صحن بقعه شاه چراغ است و در آنجا نیز توپ کهنه‌ای است که مانند توپ مروارید تهران زنان از آن حاجت میخواهند.

 اصفهان

آتش‌افروزی در معابر؛ کوزه‌شکستن، فالگوشی، گره‌گشایی و غیره کاملاً متداول است و تمام آن آدابی که در تهران معمول است در اصفهان نیز رواج دارد و شکوه شب چهارشنبه سوری در اصفهان از تمام شهرهای ایران بیشتر است.

 تبریز

آتش‌بازی و گره‌گشایی از قدیم معمول بوده‌است. آتش‌افروختن در این اواخر متداول شده‌است. آجیل و میوه خشک خوردن از ضروریات است و ترک نمیشود اگر دوست یا مهمان و تازه‌واردی داشته باشند باید حتماً شب چهارشنبه سوری خوانچه‌ای از آجیل و میوه خشک برای او بفرستند. آب‌پاشی از بام خانه‌ها بر سر عابرین نیز در تبریز رایج است که از آداب دوران ساسانیان ‌است و هنوز در میان ارمنیان و زردشتیان ایران معمول است که در یکی از جشن‌های خود بر یکدیگر آب میریزند.

 منتقدان چهارشنبه سوری

نویسندگان و نظریه‌پردازانی نیز بوده‌اند که جشن‌های چهارشنبه سوری و نوروز را آیینی ناپسند و مذموم می‌دانستند. برخی روحانیون پس از انقلاب سال ۵۷ سعی در زدودن این جشنها از تقویم ایران کردند.

 در اسفند ماه سال 1388، آقای خامنه ای در پاسخ به سوالی در خصوص مراسم چهارشنبه سوری این مراسم را مستلزم ضرر و فساد دانست و خواستار اجتناب ازآن شد.  مرتضی  مطهری چهارشنبه سوری را از آن «احمق‌ها» می‌دانست. آیت‌الله ابوالقاسم خزعلی گفت «امیدوارم عید غدیر جای نوروز را بگیرد.»

 

 

منبع : از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

+ نوشته شده در دوشنبه 1388/12/24ساعت 9:25 توسط حامد |

زرتشت بیا که با تو امید آید ....... شب نیز صدای پای خورشید اید

تاریخ اگر دوباره تکرار شود ....... انسان به طواف تخت جمشید آید

+ نوشته شده در دوشنبه 1388/09/02ساعت 12:4 توسط حامد |

زرتشت :

- خوشبخت کسی است که خوشبختی دیگران را فراهم سازد  (  یسنای 43)

- انسان در گزینش خوب و بد زندگی اش آزاد است . هر زن و مردی بایستی بهترین گفتار را بشنوند و مسیر خویش را در زندگی برگزیند . (  یسنای 30 )

- بهشت و دوزخ ما در این جهان در دستان خود ماست . نیکی پاسخ نیکی است و بدی سزای بدی . نتیجه زندگی ما حاصل اعمال ماست . ( یسنای  30  و 31 – بند 11 - 10 )

- وظیفه هر انسان در زندگی اش کار و کوشش و آبادی و پیشرفت جهان است . (  یسنای 34 – بند 14 )

- هر کس باید بیاندیشد که کیست ؟ از کجا آمده است و برای چه در این جهان زندگی میکند ؟ (  یسنای 43 – بند 7 )

- خداوند این جهان زیبا را برای شادی انسان در مسیر نیک آفریده است . ( یسنای 43 – بند 6 )  

- کسانی در زندگی سرافراز و آسوده خواهند زیست که در زندگی به ندای وجدان درونی خویش گوش فرا دهند و آن را ارج نهند . زیرا وجدان درونی همه انسانها آنها را به سوی کردار نیک رهنمایی میکند . ( یسنای 45 – بند 5 )  

- انسانی که گمراهی را ببیند و او را با دانش و خرد خویش راهنمایی نکند در ردیف گناهکاران است . ( یسنای 46 – بند 6 )

- انسان به هر چه که اراده کند خواهد رسید . اندیشه آدمی سازنده زندگی اوست . ( یسنای 48 – بند 4 )  

- بهترین زندگی دو جهان برای کسانی است که نیک بیاندیشند و پارسایی را سرلوحه زندگی خویش کنند . ( یسنای 51 – بند 15 )

- همسری که برای دخترت برگزیدی به او معرفی کن ولی انتخاب نهایی را به دست خودش بسپار . ( سنای 53 – بند 3 ) 

 

+ نوشته شده در شنبه 1387/04/29ساعت 7:23 توسط حامد |

 بهاران بود و دل درحال پرواز
 سفر کردم به خاک پاک شیراز
بزیر خیمه ی زرین خورشید
شدم مهمان کاخ تخت جمشید
ستون ها سنگی و دیوار سنگی
 بر آنها نقشی از مردان جنگی
هنرمندان عهد باستانی
زده بر سنگ نقش داستانی
به سنگی صورت زرین کمر ها
نشان نیزه ها نقش سپرها
به دیگر سنگ طرح پادشاهان
همه فرماندهان صاحب کلاهان
کمانداران ستاده نیزه در دست
 کنار تخت شاهان از ظفر مست
بناهایی که پیش چشم من بود
نموداری از ایران کهن بود
ستون قصر کورش سرشکسته
به دیوارش عقابی پر شکسته
 شگفتی آمد و از تاب رفتم
در آن حیرتسرا در خواب رفتم
به رویا دیدم ایران کهن را
کی و گودرز و گیو و تهمتن را
 بنا گه اردشیر از گور برخاست
 که ما شاهنشهیم و عالم از ماست
بر آمد از میان ابر جمشید
یکی گوهر به تاجش می درخشید
در آن هنگامه دستی بر کمر زد
 به سربازان درگه بانگ بر زد
که من پیروزمند روزگارم
ابر جنگاور گردون سوارم
در آن رویا بسی هنگامه دیدم
 ز هر سو نعره ی گردان شنیدم
همه بازو ستبران نیزه داران
خروش اسب ها بانگ سواران
 دری زرین ز هر سو باز می شد
شهنشاهی سخن پرداز می شد

مهدی سهیلی                    

ایلیا .

+ نوشته شده در شنبه 1386/08/12ساعت 11:56 توسط حامد |